|
سه شنبه 11 مهر 1391برچسب:, :: 22:10 :: نويسنده : پارمیدا
خداجافظ بروعشقم که دیگه وقت پروازه بروکه دیدن اشکات منوبه گریه میندازه نگاه کن آخرراهم نگاه کن آخرش اینجاست نمیشه بعدتوبوسیدنمیشه بعدتودل داد منوتنهابزاراینجاتواین روزای بی لبخند که بایدبی توپرپرشدکه بایدازنگات دل کند نگاهم کردپنداشتم دوستم دارد نگاهم کرددرنگاهش هزاران شورعشق راخواندم نگاهم کردبه اودل بستم امابعدهافهمیدم فقط نگاه می کند. چه زیباگفتم دوستت دارم!چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده آغوشم برایت بازشد!چه ابلهانه باتوخوش بودم! چه کودکانه همه چیزم شدی!چه زودبه خاطریه کلمه ترکم کردی! چه ناجوانمردانه نیازمندت شدم!چه حقیرانه واژه خداحافظی به من آمد چه بیرحمانه سوختم! درسکوت دادگاه سرنوشت عشق برماحکم سنگینی نوشت گفته شددل داده هاازهم جدا وای براین حکم واین قانون زشت! نظرات شما عزیزان:
سلام.وبلاگ قشنگي داري.بازم سر بزن.alireza111.loxblog.com
وب قشنگی داری.
منتظرتم. نظرم برام بزاری
وب قشنگی داری.
منتظرتم. نظرم برام بزاری ![]()
![]() |
دریافت کد بارش قبل از بالای وبلاگ